جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

637

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

ملا در مسجد مكتبى دارد كه اطفال الفباى فارسى و مختصرى هم حساب و سواد طوطىوار قرآن ياد مىگيرند . منظورم از اين جمله آن است كه خواندن مىآموزند و شايد هم بهتر است بگويم تلفظ كلمات عربى را فرامىگيرند بدون اينكه ادنى اثرى از معنى آن بدست آورند و با آنكه همه قدرت خواندن دارند عدهء خيلى كمترى نوشتن هم مىآموزند و ازاين‌رو هركس كه هردو را بداند با سرافرازى عنوان ميرزا در جلو نام خود مىگذارد . بالاتر از مكتب مدرسهء ابتدائى ايرانى است كه در آنجا معلومات اندكى نيز راجع به اشعار ملى و آشنائى با دستور زبان و كلماتى پرآب‌وتاب كه باب طبع و خيال ايرانيان است فرامىگيرند ، ولى چنان كه دكتر ويلز مىگويد در غالب موارد هم از بر كردن عبارات و آياتى از قرآن و حفظ كردن قدرى از اشعار جمعا حد و ميزان تعليمات در دهات است ، اما تعليمات ابتدائى در ايران بسيار كم - خرج است و هر كودك ماهانه يك تا سه قران به مكتب مىدهد . تعليمات متوسطه - در ايران تعليمات بالاتر يا دبيرستانى با مفهومى كه ما در انگلستان داريم نيست ، تنها نوع تعليمات متوسطه كه براى عام و آن هم فقط عدهء محدودى از ايشان هست به نام « مدرسه » يا كالج‌هاى مذهبى است كه غالبا داوطلبان علاقه‌مند به سه رشته علوم و فقه و پزشكى به آن مىپردازند . در اين مدرسه‌ها دورهء تحصيلات وضعى محدود و خاص دارد . چون اعتقاد مردم مشرق زمين بر اين است كه همهء دانش‌ها به علوم قديم اسلامى منحصر است و از اين لحاظ راه نفوذ معارف جديد در جلو افراد باهوش و بااستعداد باز نيست . مطالعهء متن و تفسير قرآن و تبحرى در ادب فارسى و تعلق‌خاطر نسبت به بعض اباطيل كه تحت عنوان فلسفه در شرق وانمود مىشود و علاقه و اخلاصى در كار بحث و جدل دانشمندان از جملهء دروس « مدرسه » است . در هر شهر نسبتا معتبر يك يا چندتا از اين قبيل مراكز هست كه بعضى از آنها بوسيلهء موقوفات عايداتى سرشار و وسايل زندگانى چند برابر عده‌اى را كه جا مىدهند فراهم دارند . وزير معارف در كار اين كالج‌ها اختيارى ندارد و ملاها عايدات مدرسه را غالبا به مصارف لازم نمىرسانند .